X
تبلیغات
مهدی بیا - شعر در مورد امام زمان

مهدی بیا

نیمه شعبان مبارک

داریم به نیمه شعبان نزدیک میشیم ... فرا رسیدن این ایام مبارک رو به همه ی شیعیان و منتظران تبریک میگیم. بیاید همه تو این روزا واسه ظهور آقا و داشتن دنیایی پر از عدل و خوبی دعا کنیم... 

دو منتظر کوچک

السلام علیک یا صاحب الزمان

مـــــه مـــن نقاب بگشا ز جمال کبریایی   ...   که بتــــان فرو گذارند اســـاس خــودنمایی

شده انتظارم از حد چه شود زدر درآیـی   ...   زدو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:18  توسط دو منتظر  | 

مـــي ايـــــــــد از دور



مـــي ايـــــــــد از دور ,مــردي ســــواره          بـــرمــركب عشـــق, چــــون ماهپــــاره 

والشمــس رويـش, واللــيــــل مـــويـش
          گلـــها هــمه مســــت, از رنگ و بويـش

عـمــــامـــه بر سر, مثــل پيـمبـــــر (ص)
          در بـازوانــش نـيروي حيــــــــــــــــدر(ع) 

ازپــاي تــاسـر در شـور و شيــــن است
          بــرق نگـاهــش مثل حســــين(ع) است

مي ايــد از دور خوشــــبو تر از يـــــاس
          در چشــــم وابرو مـانـند عبــــــاس (ع) 

القــصـه ايــن مــرد اميـد دلهاســـــــــت
          خوشبو تر از ياس فرزند زهراست(س)


  

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 23:23  توسط دو منتظر  | 

ای ...




ای مدنـی برقع و مکی نقاب   ***   سایه نشیـن چنــد بود آفتاب

گر مهی از مهر تو موئی بیار   ***   ور گلـی از بـــاغ تو بوئی بیار

منتـظـران را به لب آمد نفس   ***   ای ز تــو فـریاد بـه فریاد رس


اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان

دعا واسه ظهور اقا امام زمان فراموش نشه التماس دعا



+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 20:45  توسط دو منتظر  | 

جمعه یعنی...

جمعه يعني شوق،يعني انتظار        جمـعــه يعنـي طاق ابروي نـگار

جــمـعه يـعنـي غـروب غصه دار        جمعه يعني مهدي چشم انتظار

جمـعه هــا بر ما دعا دارد حبيب        در قــنــوتش ياد ما دارد حبـيــب

كـاش روزي بـه دست دلـبـــــرم        ســـايه پـرچم بيفــتـد بــر سرم

اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 23:59  توسط دو منتظر  | 

ای پــادشــه خـوبـان داد از غــم تـنــهــایی

ای پـــادشــه خـوبـان داد از غـــــم تـنــهـــایی

دل بـی تو به جان آمد وقت است که بازآیــی

مشــتــاقـی و مهجوری دور از تو چنانـم کرد

کــــز دست بـخـواهـد شـد پـایـاب شـکـیبـایی

شب تار را روشنايي و زمستان سرد را گرما و خاموش كننده شعله طغيان و سركشي اوست. اساس ظلم را بركندن و نهال زيباي عطوفت و مهرباني را نشاندن فقط به دستان نيرومند و لطيف او امكان پذير است. وقتي او بيايد ديگر خبري از گرد و غبار ظلم و بي عدالتي در سرتاسرگيتي نخواهي يافت و ناله هاي جان سوز كودكان يتيم و كهنسالان بي رمق را حتي كنج ويرانه ها و تاريكي شبها نخواهي شنيد .

ديگر نداي ظلمت نفسي را براي آمدنش تأويلي نيست كه اگر ظلمي بر خواست بي ترديد در غيبت اوست.

خود حضرت اين نويد را داده اند در جواب به يكي از ياران خود كه:

« ابي الله عزوجل للحق الا اتماما و للباطل الا زهوقا»

[ اراده حتمي خداوند بر اين قرار گرفته كه دير يا زود پايان حق پيروزي و پايان باطل نابودي باشد]

اي تصوير مجسم حق و عدالت و اي نابود كننده ظلم و جنايت همچنان با خيل عظيم عاشقانت سحرگاهان چشم انتظارت هستيم و دست در دست هم شكوه به درگاه ايزد منان بريم كه أين بقيةاله...

یا قائم ال محمد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 12:20  توسط دو منتظر  | 

از آسمان طلوع کن...

هنوز پر از وضویم من... به قداست بی نظیرت سوگند، نگاهم برای دوری ات بارانیست. خیس خیس... سجاده ام پر از مریم شده و کمی از عطر گل انبیا، تمام مرا معطر کرده است. به بزرگی ات قیام کرده ام و دستانم پر از قنوت است. به رکوع که رسـیـدم نشــانـت خـواهـم داد تـرسـم را... این که چقدر از زمان بـــی حضـورت می ترسم. گلدان شمعدانی ها را با چند شاخه گل نرگس کنار پنجره گذاشته ام... پنجره ها بازند... و هیچ پرده ای مانع رسیدن نور نیست... با همان روشنائی بی ریایت چراغانی مان کن.

جمعه تا جمعه... لحظه به لحظه... ظهورت را چشم به راهیم....

قرص کامل ماه ... از آسمان طلوع کن...

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی     ***    چه بــغـض ها که در گلو رســــوب شد نیامدی

حـریر آتشـــین ســخن تبر به دوش بت شــکن     ***    خـــــدای ما دوباره سنگ و چـــوب شد نیامدی

تـــمام طول هـــفته را به انتـــــظار جـــمعه ام      ***   دوبـاره صــبح ظهر عصرنه غروب شد نیــــامــدی

 یا مهدی (عج)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 14:0  توسط دو منتظر  | 

امام زمان (عج)

« شعری در مورد امام زمان (عج) »

گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن          بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران          با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام           آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو           منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی           باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن            لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام           ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟           آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام

یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

السلام علیک یا صاحب الزمان

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید ...

میلاد باسعادت حضرت ولی عصر (عج) برتمام عاشقان مبارک باد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 16:35  توسط دو منتظر  | 

«انتظار»

در جوار کوچه های انتظار دعايم کن، در تنگنای سرودن غزل هايم نمی دانم از چه غريبم که ديدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر کدامين لاله هستم که اشک در خاکريز چشمانم موج می زند. نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامين مهتابم و کرانه ی آسمان را به ديدار چه کسی نظاره گر شده ام!!! فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!

يوسف فاطمه! ای زمزمه واپسين حياتم، بدان که ابهام اشک من تنديس حضور توست و غروب شعرهايم در سرا پرده انتظار،عبور غريبانه تو را گريه می کند .......

گيرند همه روزه و من گيسويت

جويند همـه هلال و من ابرويت

از جـمله ايـن دوازده مـاه تــــمام

يک ماه مبارک است آن هم رويت

المهدی (عج) طاووس اهل الجنة

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 15:33  توسط دو منتظر  | 

 

*انتظار*

هر جـمعه کــه میــگذرد از کـنـار مـن

افــزوده مــیشود بـه تب انتـــظار مـن

هر صبحدم که میدمد از مشرق آفتاب

دارم امـیــــد اینکــه بیــاید نـگـار مــن

عمــرم کــفاف دیـدن روی تــرا نـــداد

باشـد که بـعد من گذری بر مـزار من

برای خشنودی امام زمان (عج) صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 13:49  توسط دو منتظر  | 

 

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني 
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني

 
دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني


كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني

"شعر: قیصر امین پور" 

برای امام زمان(عج)  

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 23:26  توسط دو منتظر  |